
#آیان_کتاب
#ayanketab
در بخشی از دیوان عسجدی آمدهاست:«عسجدی از اکثر صنایع لفظی در جهت تحقق
معنا استفاده میکند یعنی استفاده از صنایع در هر بخشی دارای دلالت معنایی
است و لایۀ روساختی رابطۀ مستحکمی را با لایۀ ژرف ساختی برقرار میسازد.
این شکل ظاهری در صدد القا معناست و این معناست که چنین صورتی را شکل داده و
ایجاد میکند.»

#آیان_کتاب
#ayanketab
دفتر اشعـار حـزین لاهیـجی
محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حَزین و معروف به شیخ علی حزین در سال ۱۱۰۳ قمری در
اصفهان زاده شد. او از نوادگان شیخ زاهد گیلانی است. از استادان حزین
میتوان به امیر سید حسین طالقانی اشاره کرد.
او از آخرین شاعران بزرگ سبک هندی بود. آثار او عبارت اند از: تذکره شعرا،
دیوان اشعار، صفیر دل، حدیقه ثانی در برابر حدیقه سنایی ،تذکارات
العاشقین در برابر لیلی و مجنون . تذکره حزین لاهیجی با سبکی ساده
و پخته به نگارش درآمدهاست.
حزین در کتاب تاریخ خود وضعیت اصفهان در زمان حمله افغان را شرح میدهد.
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد/در دام مانده باشد صیاد رفته باشد، یکی از مشهورترین ابیات اوست.
حزین لاهیجی در سال ۱۱۴۶ق به هند رفت و در سال ۱۱۸۱ق در حدود هفتاد و هشت سالگی در بنارس درگذشت و در همان شهر دفن شد.
حزین لاهیجی از ترس نادرشاه به هندوستان رفت و تا پایان در هند زندگی کرد.
سکونت محمدعلی حزین لاهیجی در نوزده سال آخر زندگی خود در بنارس که تحت
حکومت نوابهای شیعه بود، از رویدادهای مهم در حیات فرهنگی، مذهبی و ادبی
این شهر است. آرامگاه او - که مدفن خلیل علی ابراهیم خان نیز در جوار آن
است - در بنارس زیارتگاه مهمی است که زوار آن، علاوه بر شیعیان، سایر
مسلمانان نیز هستند. حضور حزین و درسهای او در ترویج و اشاعة تشیع در آن
سامان نقش بسیار مهمی داشت.

#آیان_کتاب
#ayanketab
مجموعهی حاضر تصحیحی است از "دیوان اشراق" سرودهی "میرمحمد باقرداماد"
معروف به "میرداماد" ـ از حکمای نامدار عصر صفوی که با ظهور خود در حوزه
فکری اصفهان، فلسفه را دگرگون کرد ـ که شامل قصاید، غزلیات، ملمعات،
مثنوی "مشرق الانوار" و رباعیات وی می باشد. میرداماد در سرودن این اشعار به سبک
هندی نظر داشته است. تصحیح این اثر بر اساس سه نسخهی خطی و یک نسخهی چاپ
انجام شده که عبارتاند از: 1- نسخهی کتابخانهی ملک، ش 4986؛ 2- نسخهی
کتابخانهی آستان قدس رضوی، ش 4771؛ 3- نسخهی کتابخانهی علامه محقق سید
محمدعلی روضاتی؛ 4- نسخهی چاپ شدهی مرحوم حاج میرزامحمود شفیعی در
اصفهان 1349 ش، با مقدمهی ابرقویی. در بخش آغازین کتاب نیز،
زندگی و اندیشهها و آثار میرداماد، معرفی گردیده است."

#آیان_کتاب
#ayanketab
کتاب کلیات اشعار ابن یمین با تصحیح و مقدمه مرحوم سعید نفیسی ، شامل دیوان قطعات و رباعیات وی می باشد.
مصحح در باره نویسنده کتاب چنین گفته است:
از آثار ابن یمین پیداست که مردی قانع و گوشه نشین و وارسته و پارسا بوده و به مبادی اخلاقی پیوستگی تام داشته است.
ابن یمین ، مقطعات اخلاقی بسیاری سروده و روی هم رفته حدود پانزده هزار بیت
شعر از او در دست است که نزدیک سه هزار بیت آن ، مقطعات اخلاقی بوده و از
این پانزده هزار بیت، یک ثلث قصاید ، یک ثلث غزلیات و یک ثلث رباعیات اوست.
این مجلد که به دست خوانندگان می رسد شامل مقطعات ، مثنویات و
رباعیات وی است.
منم ابن یمین که نتوان کرد
جز به من انتساب شعر مرا
در میان سخنوران باشد
فضل فصل الخطاب شعر مرا
نتوان کرد نسخ تا به ابد
همچو ام الکتاب شعر مرا

مروری بر کتاب
اشعار :
کفاش خراسانی
شاطرعباس صبوحی
زرگر اصفهانی
فایز دشستانی
شاطر عباس صبوحی،سنگدانههای داغ را از دهانهء تنور دور میریزد و
خاکستر گودالهء نانپزی را بر دوش میکشد و فی البداهه از سینهء
جوشان،ترانههایی به سی الی و روانی قطرات اشک برگفته از چشمان یتیمان بر
پهنهء سینهء مردم جاری میسازد و شاطر بچهای تیزهوش که به یاری ابجدخوانی
در مکتب،مختصر سوادی یافته شیدای کلام استاد شاطر گشته،اشعار عباس نامی
بینام و نشان(منظور شاطر عباس صبوحی است)را ثبت میکند و زرگر
اصفهانی،شاعر مردم کوچه و بازار میگردد و محمد علی فایز دشتستانی،پاتاوه
میبندد و در ولایت پرصفای ادب مردمی،هزار هزار رد پای یادگاری بر جای
میگذارد.
چه بگوئیم از کفاش خراسانی آن سوخته دل نازک خیال که هم
نفرین نامه میسراید و هم دعانامه و انگشت حیرت ما را بر دندان
میرساند.این کفشگر شاعر،به سوزن کلام، رفوی دلهای شکسته را به عهده
میگیرد و یوسف مصر ملاحت سخن میگردد و آنگاه «حیدر»-خشت مال
خراسانی-خیمهء زرنگار قلب و احساس ما را به قدرت شبیخون سخن به
«یغما»میبرد و هزار هزار بیت از غزلهای ناب مردمی را به زبان مردم باز
میگوید و به شیرین غزلی،مشتی خاک ناچیز را در قلب خشتزنی میریزد و غم و
اندوه قوم و ایل و تبارش را بر روی خاک نقش میزند و غمگسار مردم میگردد.
خشتی
که به دست این خشتمال شاعر قوام مییاید،خشت بارگاه سخن است و یادگاری از
مرد گمنامی که اگر طرفهگویان کتابخوان هم شعرش را نپسندند چه باک که کلام
حیدر یغما،نقل و نبات محافل شب زندهداران بیریایی چون میرآبهای خسته
جان و شبانان کویری و روستانشینان منزوی است.حیدر فقط شاعر نیست،ادعایی هم
ندارد،بلکه راوی احساس مردمی است که همچون خود او-درمان درد فقیری،یتیمی و
مظلومی خود را به زمزمهء اشعار ساده میسر میدانند